آنموقع كه پدر و مادرها ، خواهر و برادرها را براي دلواكُنك هم مي آفرينند (تداخل دست بشر با وجود كائنات) لابد خيال مي كنند چه روزهاي رنگي رنگي ميان قهقهه هاي بازي و مهرباني انتظارشان را مي كشد و اينطور هم هست به خصوص اگر جانداري مثل من پديد آيد كه انقدر احساسش به خواهر برادرش قلمبه است تا جاييكه بچه ي آنها را بيشتر از خودشان دوست داشته باشد و مي خواهد دنيا نباشد اگر يك مو از سر اين فسقلي ها كم شود.
يك روز ابري – بارانيِ آباني بچه برادرم به دنيا آمد و مرا به سكوي افتخار عمه شدن رساند و يك نوزاد نرم و نازك توي بغلم بود كه هنوز شناختي ازش ندارم فقط دوست دارم
برچسب: جهت ثبت در تاریخ,صرفا جهت ثبت در تاریخ,
نویسنده: یلدا باقری
تاريخ: دوشنبه
10 آبان
1395 ساعت: 23:51